چگونه خلاقیت تیمی را تقویت کنیم؟
چگونه خلاقیت تیمی را تقویت کنیم؟

بر اساس نتایج یک نظرسنجی اخیر، مدیران عامل شرکت‌های مختلف بر این باور بودند که خلاقیت مهم‌ترین مهارتی است که یک مدیر باید داشته باشد. اما اینکه چگونه باید این مهارت را تقویت کرد همچنان پرابهام باقی مانده است. همه مدیران امیدوارند که ایده‌هایی ارزشمند را ارائه دهند. با این وجود بسیاری از افراد نیز هستند که تفکر خلاق را در تضاد با بهره‌وری و کنترل می‌دانند. در واقع، ۸۰ درصد از کارکنان سازمان‌های مختلف در ایالات متحده و بریتانیا بر این باورند که از سوی مدیران خود بیشتر برای انجام کار با بهره‌وری بالا تحت فشار هستند تا ارائه اید‌ه‌های خلاق.

بی تردید برخی ایده‌های خلاق می‌تواند آینده سازمان یا حوزه فعالیت آن را دگرگون سازد. با این وجود، باید به این نکته ظریف ولی بسیار مهم هم توجه داشته باشیم که خلاقیت دگرگون‌ساز و تحول‌آفرین چیزی نیست که بتوان آن را به صورت مستقیم پدید آورد. بسیاری از مدیران هستند که می‌کوشند کارکنان خود را به خلاقیت وادار کنند. ارائه پاداش‌های نقدی برای ایده‌های نو، قرار دادن جلسات پیاپی طوفان مغزی برای تیم و نیز حمایت از سلسله مراتب رقابتی برای پاداش‌دهی به کسانی که نوآورتر هستند از جمله این اقدامات است. با وجود اینکه همه این تدابیر به منظور افزایش خلاقیت سازمانی تدوین و اجرا می‌شوند، اما نتیجه به دست آمده به هیچ وجه تامین کننده این هدف نیست و حتی گاهی نتیجه به دست آمده در تضاد با اهداف اولیه است.

ترسا آمابایل (Teresa Amabile) و موکتی خایر (Mukti Khaire) در این باره می‌گویند: «نمی‌توان خلاقیت را مدیریت کرد. صرفا می‌توان زمینه را برای بروز خلاقیت آماده کرد.»  شما به عنوان مدیر باید محیط کاری را به شکلی آماده کنید که زمینه برای پدیدار شدن تفکر خلاق، ایده‌های جدید و راه‌حل‌های خلاقانه، آن هم بدون هر گونه فشار بیرونی فراهم شود. در ادامه به بررسی چند توصیه کاربردی برای افزایش خلاقیت تیم می‌پردازیم.

 

۱. خلاقیت را برای سازمان‌تان تعریف کنید، ولی برای آن فرمول تعریف نکنید

تام استیلول (Tom Stillwell) مدیرعامل شرکت بازاریابی میدنایت اویل (Midnight Oil) و برنده جایزه سیلو (Cilo Award) می‌گوید: «اگر مراقب نباشید، خلاقیت با هزینه‌ای بسیار بالا ایجاد می‌شود. می‌توانید بدون شفاف‌سازی منظورتان از خلاقیت در این زمینه اقدام کنید و در نهایت زمان، انرژی و پول‌تان را هدر بدهید، بدون اینکه به نتیجه‌ای برسید.»

به همین دلیل، نخستین گام این است که تعریفی مشخص از خلاقیت داشته باشید. اگر تعریف دقیقی از «تفکر طراحی» یا «نوآوری دگرگون‌ساز» نداشته باشید، در نهایت می‌بینید که نه تنها به هیچ دستاوردی نرسیده‌اید، بلکه حتی موجب فروکش کردن خلاقیت هم شده‌اید.

برای اینکه خلاقیت را رشد دهیم، باید ایده های تولیدی در راستای منافع سازمانی و نیز مشتریان آن باشد. به این منظور حتما باید درکی مشترک و شفاف بین افراد از معنای خلاقیت و اهداف آن برای متمایز ساختن سازمان از رقبا وجود داشته باشد. البته باید در اینجا مراقب باشید که این شفافیت نباید به سمت تدوین یک فرمول خشک و بی‌روح برود. بسیاری از گروه‌های تحقیق‌و‌توسعه (R&D) که اهدافی متعالی را برای دستیابی به نوآوری های جذاب دنبال می‌کنند، فرآیند نواوری را به شکلی دقیق و سخت‌گیرانه تعریف کرده اند و به همین دلیل نمی‌توانند کارکنان خود را به سمت ارائه ایده‌های ارزشمند سوق دهند. همه کارکنان باید تعریف شفافی را که از نقش خلاقیت در اجرای برنامه راهبردی سازمان‌تان دارید به خوبی درک کرده و به این ترتیب است که مجموعه نیروی انسانی سازمان‌تان می‌تواند برای دستیابی به این اهداف مشترک تلاش کند.

 

۲. تعادلی بین جنبه اقتصادی و هنری ایجاد کنید

در بیشتر شرکت‌ها می‌بینیم که تفکر خلاق در طیف میانی بین دو فضای متفاوت هنری و اقتصادی روی می‌دهد. ایده‌های جدیدی که صرفا در قلمرو هنر وجود دارد (یعنی فقط خلاقانه و بدیع به شمار می‌روند) الزاما نمی‌توانند موجب پیشرفت سازمان شوند. همچنین احتمال اینکه ایده‌هایی که فقط روی جنبه اقتصادی و سودآوری تمرکز دارند به موفقیت‌های چشمگیر دست یابند نیز چندان بالا نیست. برای ایجاد تعادلی میان این دو سر طیف، همه اعضای تیم باید با این طیف آشنایی داشته و آن را در تفکر خلاق خود مد نظر قرار دهند. برخی افراد هستند که در نظر گرفتن منافع اقتصادی برای آنها در فرآیند ایده‌پردازی کار دشواری است و افراد دیگری نیز هستند که در این فرآیند بیشتر به جنبه‌های اقتصادی قضیه توجه می‌کنند. در اینجا باید افراد را از این شیوه تفکر آگاه کرد و آنها را به سمت وسط طیف سوق داد. مدیران باید این نکته مهم را به کارکنان خود یادآور شوند که تعادل میان جنبه هنری و اقتصادی به هیچ وجه منفی نیست و امری ضروری برای دستیابی به ایده های ارزشمند و البته سودآور به شمار می‌رود.

 

۳. فضا را برای خلاقیت جمعی و نیز انفرادی آماده کنید

معمولا خلاقیت را امری انفرادی و حاصل فعالیت ذهنی یک نفر می‌دانیم. اما ریشه لاتین واژه «خلاق» (creative) نشانگر مفهومی بنیادین است و آن هم اینکه خلاقیت بر همکاری بین افراد مختلف استوار است و در واقع مفهومی اجتماعی به شمار می‌رود. ژولین ژارو (Julien Jarreau) مدیر امرو خلاقیت در شرکت هلث‌فور‌برندز (Health4Brands) که در زمینه بازاریابی در حوزه سلامت فعال است در این باره می‌گوید: «فردیت نقش مهمی در خلاقیت دارد. با این وجود، دست کشیدن از این فردیت در راستای تلاش جمعی، یکی از بهترین شیوه‌ها برای دستیابی به نتایج خلاق است. می‌دانم که خواهان خلاقیت جمعی هستم و در این حال، خلاقیت تک تک افراد را هم ارزشمند می‌دانم و البته به هیچ وجه، تحمل تک روی را نیز ندارم.»

افراد باید بیاموزند که چگونه به صورت فردی در فرآیند خلاقیت نقش داشته باشند و در عین حال، این تلاش‌های فردی را با روحیه جمعی برای رسیدن به هدف بزرگ‌تر هماهنگ سازند. محیط‌هایی که روحیه همکاری در آنها حاکم است امکان تبدیل یک ایده خوب به ایده‌ای عالی را فراهم می‌سازند. چنین محیط‌هایی همچنین این امکان را به افراد خلاق می‌دهد تا بدون ترس و واهمه از مسخره شدن یا مورد قضاوت واقع شدن، ایده‌های عجیب و بدیع خود را مطرح کنند. رهبران سازمان‌ها و تیم‌ها باید معیارهایی برای این گونه فضاها تدوین کرده و در راستای پیاده‌سازی آن بکوشند.

۴. ساختار را مشخص کنید، ولی افراد را محدود نسازید

خلاقیت در ذات خود با بی‌نظمی درهم آمیخته است. به همین دلیل نمی‌تواند از یک سری فرآیندها یا مقررات خشک و سخت‌گیرانه پیروی کند. در عین حال، خلاقیت برای رشد و شکوفایی نیاز به ساختاری مشخص دارد. اما این ساختار و نظم باید تا چه میزان باشد که جلوی خلاقیت را نگرفته و زمینه شکوفایی آن را نیز فراهم کند؟ چه میزان آزادی می‌تواند به دستیابی به نتایج ایده‌آل کمک کند؟ مدیران با تعیین اهداف و مهلت زمانی، فراهم ساختن فضای خلا، اختصاص زمان‌هایی برای تفکر آزاد و واگرا و نیز  اجازه دادن به تیم برای خلاق بودن، می‌توانند این شرایط را مهیا سازند. درواقع باید ابزارها و فرآیندها را در اختیار تیم قرار داده و سپس بقیه مسیر را به خودشان بسپارید.

یکی از اصلی‌ترین چالش‌های مدیران، تعیین نقشی است که باید در زمینه کمک به ایجاد ایده‌ها و راه‌حل‌های خلاق داشته باشند. وقتی یک مدیر از تجربه یا استعداد بیشتری نسبت به سایر اعضای تیمش برخوردار است، تصمیم‌گیری درباره اینکه چه وقت باید نظر خودش را در فرآیند خلاقیت اعمال کند یا اینکه مسیر درست را به اعضای تیم نشان دهد، کاری دشوار است. مهلت‌های زمانی سبب افزایش احتمال تحمیل نظرات مدیر به تیم می‌شود که این امر در نهایت، به ایجاد و تقویت تردید و اتکای بیش از اندازه و مخرب تیم به شخص مدیر می‌انجامد. اگر می‌خواهید در فرآیند ایده‌پردازی شرکت کنید، ابتدا به اعضای تیم خود بگویید که نه به عنوان مدیر، بلکه به عنوان یک عضو عادی از تیم در این فرآیند شرکت دارید و کسی نباید با شما رفتاری متفاوت داشته باشد. فقط در صورتی این رویه را در پیش بگیرید که به تقویت فرآیند خلاقیت و جلوگیری از عدم مشارکت اعضای تیم بیانجامد.

برای یک مدیر، هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از این نیست که ببیند نیاز انسانی به مشارکت خلاق و اجرایی شدن این خلاقیت در کارکنانش برآورده می‌شود. در این میان، به عنوان مدیر باید از مشکلات ذاتی کمک هدایت کارکنان و تیم در مسیر خلاقیت آگاه باشید. کمک به کارکنان برای بهره‌گیری حداکثری از خلاقیت خود نیازمند آگاهی و تلاش است.
منبع

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *